خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
9
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
ثابت شده است . و امر حضرت خواجهء بزرگ مر حضرت خواجهء ما را در آن واقعه اين بوده است كه قدم در عزيمت زنى و از رخصتها دور باشى و متابعت سنتها كنى و از بدعتها اجتناب نمايى . و ديگر سخنان فرمودهاند كه به مبدأ سلوك و وسط و نهايت تعلق دارد . و حضرت خواجهء ما - قدس اللّه روحه - على الدوام در سلوك از سر تحقيق به آن امرها و وصيتها عمل مىكردهاند و به عنايت حق - سبحانه و تعالى - نتيجهء عمل به هر وصيتى را در خود مطالعه مىنمودهاند . و بر موجب آنكه در آن واقعه مأمور بودند به عمل به عزيمت ، به ذكر علانيه عمل نكردند ، بواسطهء عمل به آن وصيتها ترقى در احوال باطنى خود مشاهده مىنمودند . و شرح قصهء آن واقعه و ساير احوال عجيبه و كرامات غريبهء ايشان در مقامات ايشان مسطورست كه بعضى از اعزهء اصحاب و خلص احباب - متعنا اللّه بلقائهم و ايدهم و آواهم - به جمع و تأليف آن قصدى نمودهاند . ان شاء اللّه - عز و جلّ - على اكمل الوجوه و اجملها تمام گردد ؛ و به ذكر و نشر آن مقامات ، گوشها و زبانهاى محبان و مخلصان منور و معطر شود . و حضرت خواجهء ما را - قدس اللّه روحه - در طريقت نظر قبول به فرزندى از خدمت شيخ طريقت خواجه محمد باباى سماسى است ، كه ايشان از خلفاى حضرت عزيزان خواجه على راميتنىاند ، و ايشان از خلفاى حضرت خواجه محمود انجير فغنوى ، و ايشان از خلفاى حضرت خواجه عارف ريوگرى ، و ايشان از خلفاى حضرت خواجه عبد الخالق